لغت نامه دهخدا
چرب داشتن. [ چ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نرم و مهربان داشتن کسی را:
همان بِه ْکه با او به آواز نرم
سخن گویم و دارمش چرب و گرم.فردوسی.
چرب داشتن. [ چ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نرم و مهربان داشتن کسی را:
همان بِه ْکه با او به آواز نرم
سخن گویم و دارمش چرب و گرم.فردوسی.
نرم و مهربان داشتن کسی را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشت: درصد گوشت و لاشه گاومیش به علت داشتن شکمبه حجیم و بزرگ، سر توپر و سنگین، درصد استخوان بیشتر، درصد چربی بیشتر در لاشه و کپل نسبتاً کم رشد و ضعیف و پوست ضخیم کمتر از درصد گوشت و لاشه گاو گوشتی است.
💡 (در آفريقاى مركزى، زيباى زن به چاقى او بستگى دارد. از اين رو محلى هست كه در آنجا دختران را فربه مى كنند. وقتى دختر بالغ مى شود، گاهى مدتى چند، جدا زندگى مىكند، و غذاهاى چرب و شيرين مى خورد و مرتبا به بدن او روغن مى مالند. وقتى از اين چلهبيرون مى آيد كه بشود هيكل چاق او را نشان داد. پس از اين نمايش با مردى عروسى مىكند، و مرد از داشتن چنين زنى فربه بر خود مى بالد.