وا نهنده

لغت نامه دهخدا

وانهنده. [ ن ِ / ن َ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نهنده چیزی در جائی. ( از غیاث اللغات ). || سازنده. || پیداکننده. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

نهنده چیزی در جائی یا سازنده

جمله سازی با وا نهنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى امير! ما خاندان نبوت، معدن رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان و رحمت الهى هستيم؛خداوند رحمتش را به واسطه ما آغاز و پايان مى دهد. يزيد مردى فاسق، شرابخوار،قاتل افراد بى گناه و زير پا نهنده دستورات الهى است؛ از اينرو شخصى چون من بااو بيعت نمى كند؛ منتظر مى شويم تا ببينيم كدام يك از ما سزاوار خلافت در بيعت است.به يقين از جدم، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، شنيدم كه مى فرمود:

💡 4 - نهنده دانش در نااهلش مانند آويزنده گوهر و مرواريد است بر گردن خوكان.

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز