لغت نامه دهخدا
شیرینی خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خوردن شیرینی. || ( اِ مرکب ) ظرف خاص از فلز یا بلور یا چینی و غیره برای نهادن شیرینی ها و حلواها. ( یادداشت مؤلف ).
شیرینی خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خوردن شیرینی. || ( اِ مرکب ) ظرف خاص از فلز یا بلور یا چینی و غیره برای نهادن شیرینی ها و حلواها. ( یادداشت مؤلف ).
ظرف خاص از فلز یا بلور یا چینی و غیره برای نهادن شیرینیها و حلوا ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر حَنظَل خوری از دستِ خوشخوی به از شیرینی از دستِ تُرُشروی