ازمل
لغت نامه دهخدا
ازمل. [ اَ م َ ] ( ع اِ )آواز. ( منتهی الارب ) ( مؤید الفضلاء ) ( برهان ) ( جهانگیری ). خروش. آوا. || آواز مختلط. ( منتهی الارب ). || آواز جوشن. || آواز نره ستور. ( از منتهی الارب ). ج، ازامل ( مهذب الاسماء )، ازامیل. ( منتهی الارب ). || همه. ( منتهی الارب ). مجموع. ( جهانگیری ) ( برهان ). تام: اخذه بازمله؛ ای بتمامه. || ( ص ) بسیار. ( منتهی الارب ) ( جهانگیری ). کثیر. ( برهان ). || عیال بسیار.
فرهنگ فارسی
آواز
جمله سازی با ازمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنگزنی، هم به صورت تمیز و هم به کمک مایع، برای تولید کریستال استفاده میشود، به عنوان مثال، با استفاده ازملات و دسته هاون، با استفاده از آسیاب گلولهای، یا استفاده از آسیاب ارتعاشی. در آسیاب یا ورز دادن به کمک مایع، مقدار کمی یا زیر استوکیومتری مایع (حلال) به مخلوط آسیاب اضافه میشود. این روش به منظور افزایش سرعت تشکیل کریستال توسعه داده شد، اما دارای مزایایی نسبت به آسیاب منظم مانند افزایش عملکرد، توانایی کنترل تولید چند شکلی، بلورینگی بهتر محصول است و برای گستره قابل توجهی از شکلدهندههای کریستال کاربرد دارد. و هستهزایی از طریق بذر.
💡 موقعیت جغرافیایی روستای ازملی (نیمچا)