لغت نامه دهخدا
خواجه شمار. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ش ُ ] ( اِ مرکب ) بزرگ. کسی که در شمار خواجگان باشد. بانام. باشخصیت: خواجه... بطارم رفت و جمله خواجه شماران و اعیان و صاحب دیوان رسالت. ( تاریخ بیهقی ).
خواجه شمار. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ش ُ ] ( اِ مرکب ) بزرگ. کسی که در شمار خواجگان باشد. بانام. باشخصیت: خواجه... بطارم رفت و جمله خواجه شماران و اعیان و صاحب دیوان رسالت. ( تاریخ بیهقی ).
( اسم ) کسی که در شمار خواجگان باشد همردیف خواجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنگنوشته تنگ آزوی کهنترین نوشتهٔ موجود به زبان فارسی نو است. این سنگنوشته در کوههای غربی افغانستان و در حدود ۵۰ مایلی جنوب شرق خواجه چشت قرار دارد. این کتیبه به زبان فارسی، اما به خط عبریست و تاریخ آن برابر ۷۵۲ یا ۷۵۳ میلادی است و بدین ترتیب، کهنترین نوشته به زبان فارسی نو به شمار میآید. این کتیبه را ظاهراً چند نفر رهگذر نوشتهاند.