لغت نامه دهخدا
بلبلی کردن. [ ب ُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیرین زبانی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). پرحرفی کردن و حرفهای بیهوده و نامناسب زدن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
بلبلی کردن. [ ب ُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیرین زبانی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). پرحرفی کردن و حرفهای بیهوده و نامناسب زدن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
( مصدر ) شیرین زبانی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای جا افتادن خورش قرمهسبزی زمان زیادی نیاز است. این خورش با سبزی قرمه؛ دربرگیرندهٔ سبزی تره، جعفری، شنبلیله و گشنیز، اسفناج یا برگ چغندر بنا به فصل، لوبیا اعم از چشم بلبلی، قرمز یا چیتی و گوشت قرمز طبخ میشود. مزهٔ ترش قرمهسبزی از لیمو امانی است که قبل از اضافه کردن به خورش، با قرار دادن در آب جوش تلخی آن را میگیرند.