لغت نامه دهخدا
خارجه پرست. [ رِ ج َ / ج ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) بیگانه پرست. اجنبی پرست. کسی که با بیگانگان سرو سری دارد. کسی که حافظو دوستدار پیشرفت سیاست مردم غیر وطن خود میباشد.
خارجه پرست. [ رِ ج َ / ج ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) بیگانه پرست. اجنبی پرست. کسی که با بیگانگان سرو سری دارد. کسی که حافظو دوستدار پیشرفت سیاست مردم غیر وطن خود میباشد.
بیگانه پرست اجنبی پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آخوند خراسانی در نامهای به رهبران مذهبی تبریز دستور داد ضد کفار به پا خیزند و با تحریم اجناس روسی و با آموزشی فنون جنگی، وظیفه مذهبی خویش را انجام دهند. از آنجا که برخی از روحانیون از آغاز مشروطه تا خلع محمدعلی شاه، از مشروطیت دفاع کرده بودند، در مقابل رویه روسیه، تصمیم گرفتند به طرف ایران حرکت کنند و علیه روسیه اعلان جهاد کنند. آخوند مازندرانی با عدهای از طلاب وارد بغداد شدند و با اعلامیه مردم را به مقاومت و جانبازی در راه استقلال دعوت کردند و منتظر ورود آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ماندند تا مجتمعا به طرف ایران حرکت کنند؛ ولی خبر رسید که حال آخوند به هم خورده، دچار کسالت شده و پس از بیستوچهار ساعت خبر فوت وی در ذیحجهٔ ۱۳۲۹ ق در بغداد منتشر شد و بقیه برای عزاداری به نجف بازگشتند. شهرت یافت که مقامات خارجی یا خارجه پرستان آخوند خراسانی را مسموم کردهاند.