قطم

لغت نامه دهخدا

قطم. [ ق َ طَ ] ( ع مص ) اشتها داشتن. ( اقرب الموارد ). خواهانی چیزی هرچه باشد. || خواهان گشنی گردیدن گشن و تیزشهوت شدن. || طالب و خواهنده گوشت شدن: قَطِم َ الصقر الی اللحم؛ خواهنده گوشت شد چرغ. ( منتهی الارب ).
قطم. [ ق َ ] ( ع مص ) گزیدن یا گرفتن به اطراف دندان و چشیدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || اشتها داشتن. ( اقرب الموارد ). رجوع به ماده قبل شود. || دندان فروبردن در چوب و خاییدن آن. ( اقرب الموارد ). || بریدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قطم. [ ق َ طِ ] ( ع ص )خواهنده هرچه باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || خواهنده گوشت و جماع. ( منتهی الارب ).
قطم. [ ق َ طَ ] ( اِخ ) موضعی است، و در اشعار اعشی از آن یاد شده است. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با قطم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مشکوک شدن به اینکه هتل سمیرامیس یکی از دو مقر اعراب در قطمون است، هاگانا بمبی را در شب ۵–۶ ژانویه ۱۹۴۸ در آنجا کار گذاشت. این مأموریت توسط تیمی متشکل از چهار مرد با پشتیبانی ده تفنگدار انجام شد. گفته شده بود که قبل از بمباران، جیپ سفید متمایز عبدالقادر الحسینی، فرمانده نیروهای عرب بیت‌المقدس، در راهروی هتل دیده شده بود.

💡 در نهایت و در 9 آگوست 2020، باشگاه رسماً بازسازی شد، زیرا هاپوئل قطمون به هاپوئل اورشلیم تغییر نام داد.

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فاتخذوه یعنی چه؟
فاتخذوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز