خانم

خانم

کلمه خانم در زبان فارسی به معنای Lady یا Mrs. در زبان انگلیسی است. این کلمه به عنوان یک عنوان محترمانه برای اشاره به زنان استفاده می‌شود و معمولاً در موقعیت‌های رسمی یا غیررسمی به کار می‌رود.

به عنوان مثال، وقتی کسی می‌گوید خانم احمدی، لطفاً به جلسه بیایید، در زبان انگلیسی می‌توان گفت Mrs. Ahmadi, please come to the meeting.

این کلمه همچنین می‌تواند به معنای woman یا girl در زمینه‌های غیررسمی استفاده شود. مثلاً در جمله: این خانم بسیار مهربان است، می‌توان به انگلیسی گفت This lady is very kind.

استفاده از خانم نشان‌دهنده احترام و ادب است و در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان یک نشانه از احترام به زنان شناخته می‌شود.

لغت نامه دهخدا

خانم. [ ن ُ ] ( ترکی، اِ ) بانو. خاتون. بی بی. ( ناظم الاطباء )، جُرَّه. ستی. خدیش. کدبانو. بیگم: 
جان به لب عاشق بیدل رسد
با غمزاتی که تو خانم کنی.ایرج میرزا. || لقب گونه ای است که در آخر اسم زنان درآید چون مهرانگیزخانم. || فاحشه. جنده. زانیه.

فرهنگ معین

(نُ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - زن بزرگ زاده. ۲ - عنوانی که برای احترام، پیش یا پس از نام زنان گفته می شود.

فرهنگ عمید

۱. زن بزرگ زاده.
۲. برای احترام به نام زنان افزوده می شود.
۳. زن، دختر.
۴. همسر، زن.

فرهنگ فارسی

بانو، خاتون، زن بزرگزاده، کلمه احترام برای زنان
( اسم ) ۱ - زن بزرگزاده ونجیب خاتون. ۲ - عنوان احترام آمیز که باول و آخر نام زنان افزایند: خانم راضیه پروین خانم. ۳ - زوجه زن ( درین صورت باضافه آید ): خانم مهندس آشوری. ۴ - فاحشه روسپی.

فرهنگ اسم ها

اسم: خانم (دختر) (ترکی)
معنی: کلمه خطاب به زنان و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گل

دانشنامه آزاد فارسی

واژۀ ترکی به معنی بانو، خاتون و بی بی. در اصل به معنی زوجۀ خان است و در آغاز از القاب زنان درباری بود. این واژه برابر حرّه و سِتّی در اصطلاح قدماست و امروزه به معنی مطلق بانوی محترم به کار می رود. گویا نخستین کتابی که در آن واژۀ خانم آمده، ظفرنامه شامی است. در دورۀ تیموریان، نخستین زن پادشاه را خانم، دومین زن را کیچیک خانم (= خانم کوچک) و دیگر زنان را قمه/قما می خواندند. در روزگار صفویه نیز زنان غیرعقدی شاه چنین لقبی داشتند، اگرچه در پایان نام شماری از دختران شاه نیز لفظ خانم آمده است. در دورۀ قاجاریه و پس از آن لفظ خانم، غالباً به معنای بانوی محترم به کار آمده است.

ویکی واژه

(احترام آمیز): هنگام خطاب به زنان و دختران یا در صحبت کردن از آنان به کار می‌رود. مقابل آقا.
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خانم" می نویسد : ( ( خان به معنی معدن است؛ آن را ریختی از کَن، بُن ِ اکنون از کندن، می انگارم. ریختی دیگر از آن خان می تواند بود که در خانیگ xānig پهلوی و " خانی " پارسی به معنی چشمه به کار برده شده است. ) ) ( ( زخاور بیاراست تا باختر پدید آمد از فرّ او کان زر ) ) ( نامه ی باستان، جلد اول، میر جلال الدین کزازی، 1385، ص 224. )
منسوب به خان، ارباب.
زن بزرگ زاده.
لقبی محترمانه برای زن‌ها. نامی مغولی است.[۱]
↑ خانم ریشه ترکی دارد اما این اصطلاح از آذربایجان تا مغولستان نشر یافته نه بلعکس.
خانم

جملاتی از کلمه خانم

مسجد جامع شاه آباد و قلعه ی زهرا خانم از معدود آثار باقی مانده از دوران گذشته هستند.
آزاده خانم و نویسنده‌اش با نام فرعی آشویتس خصوصی دکتر شریفی، رمانی از رضا براهنی است. سبک این رمان پست‌مدرن است.
زن قاضی است خانم اشرف صاحب اعتبار و مجد و شرف
احمدعلی میرزا پسر نوزدهم فتحعلی‌شاه بود. او در سال ۱۲۴۵ قمری حاکم خراسان شد. وزارت او در حکومت خراسان بر عهده میرزا موسی منجم‌باشی بود.احمدعلی میرزا صاحب چندین فرزند بود. یکی از دخترانش گلین خانم نخستین همسر عقدی ناصرالدین شاه و مادر اولین ولیعهد او سلطان محمود میرزا بود.
ز من مترس که خانم تُرا خطاب کنم ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم