غیچک

لغت نامه دهخدا

غیچک. [ چ َ ] ( اِ ) بمعنی غِچَک. کمانچه. رجوع به غچک، غژک و غژه شود.

فرهنگ عمید

= غژک

جمله سازی با غیچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غیچک یکی از سازهای اصلی موسیقی تاجیک‌ها است. این ساز در استان‌های تاجیک‌نشین شمال‌شرق افغانستان در(ولایت بدخشان، تخار، بغلان، کهندژ پنجشیر سمنگان)و استان‌های شمالی افغانستان و در تاجیکستان استفاده می‌شود.

💡 تا جان فدا نمایم، بر زخمه های مطرب سر می نهم چو غیچک، در پیش پای مطرب