باهمان

لغت نامه دهخدا

باهمان. ( از مبهمات ) بهمان. مرادف فلان. ( برهان قاطع ). متتابع فلان که چیزی مجهول و غیر معلوم باشد. ( آنندراج ):
ز مطرب سرود آرزویم نخواهم
نگویم فلانی تو یا باهمانی.
علی بن حسن باخرزی ( از فرهنگ جهانگیری و شعوری ).
رجوع به فلان و بهمان شود.

فرهنگ عمید

= بهمان

فرهنگ فارسی

بهمان مترادف فلان

جمله سازی با باهمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگامی که جاوای ۸، جاوا اف‌اکس به عنوان بخشی از محیط اجرا/توسعه جاوا خواهد بود، باهمان شماره‌گذاری یعنی جاوا اف‌اکس ۸.

💡 خوب، همان كسى كه آن آب را توانست به صورت انسان امروز در آورد، چرا نتواند باهمان قدرت كامله اش بعد از مردن دوباره او را برگرداند؟!

💡 با اين وصف دوستانه از تو مى خواهم كه هديه مرا بپذيرى و طراز پارچه ها را به همانطرزى كه بوده است برگردانى، و اين خود هديه ايست كه به من مى دهى ! و ما هم باهمان دوستى سابق كه داشتيم باقى مى مانيم !)

💡 شيطان دو درهم به عابد داد.و او باهمان لباس عبادت به شهر آمد و ازمنزل آن فاحشه پرسيد. مردم او را راهنمائى كردند بهخيال اينكه براى موعظه و ارشاد آن زن آمده است.

💡 چاه میرزاعلی: چاه دیگری است شبیه به چاه بخشعلی و باهمان مضمون و خصوصیات وگویا توسط فرد نیکوکارِ دیگری به نام میزاعلی که ایشان هم از مردم حصاروئیه بوده‌است برای کارهای ایلیاتی خود وشرکاء حفر شده‌است. چاه میرزاعلی در۵۰۰ متری غرب چاه بخشعلی حفرشده‌است که این خود گواهی بر پر آبی منطقه و همچنین گواه بر رونق دامداری در گذشته‌های نچندان دور است.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز