برزق

لغت نامه دهخدا

برزق. [ ب َ زَ ] ( ع اِ ) نباتی است بقول لیث، و مجدالدین گوید صواب بروق است بواو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نباتی است بقول لیث و مجد الدین گوید صواب بروق است بواو.

دانشنامه عمومی

برزق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گرمه شمالی بخش کندوان شهرستان میانه واقع شده است.
این روستا در دامنه کوهای بزگوش ( تلفظ : بوز گوش ) به معنایی گنجشک سفید واقع شده و داری اب و هوای سرد و کوهستانی می باشد.
فعالیت اکثر مردم دامداری، زراعت و باغداری است، و محصول بدست امده حاصل از باغداری به سرد خانه های شهر های اطراف برای ارائه در شب عید ارسال میگردد و محصولات حال از زراعت و دامداری برای استفاده شخصی اهالی روستا صرف می شود.
از اهالی و طلافیه های پرجمعیت و اصیل میتوان به طایفه نوری، خدایی، اسمائیلی اشاره کرد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)رزق (۱۲۳ بار)

جمله سازی با برزق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر گیتی در ارزاق بر مردم فرو بندد کف رادش نمی باشد برزق خلق در بندان

💡 بدار دنیی و عقبیست ذات او قیوم برزق صورت و معنیست دست او قسام

💡 مکارم تو جهانرا برزق خلق کفیل شمایل تو گنه را بنزد عفو شفیع

💡 عزایم تو شده ملک را بفتح بشیر مکارم تو شده خلق را برزق کفیل

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز