لغت نامه دهخدا
حامل وحی. [ م ِ ل ِ وَح ْی ْ ] ( اِخ ) کنایه از جبرئیل است:
که ای حامل وحی برتر خرام.سعدی ( بوستان ).
حامل وحی. [ م ِ ل ِ وَح ْی ْ ] ( اِخ ) کنایه از جبرئیل است:
که ای حامل وحی برتر خرام.سعدی ( بوستان ).
کنایه از جبرائیل است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون در ظهور و در خفا، گوید تو را مدح و ثنا شد حامل وحی خدا، از این سبب روح الامین
💡 سلامی بدو حامل وحی ناطق سلامی عطارد ز تقریرش ابکم
💡 بدو گفت سالار بیتالحرام که ای حامل وحی برتر خرام
💡 طفل دبستان اوست حامل وحی اله بلبل بستان اوست پیک خداوندگار
💡 دودونا یا دودونه (به یونانی: Δωδώνᾱ یا Δωδώνη) در اپیروس واقع در شمال غرب یونان، غیبگویی بود حامل وحیهای دیونه، الههٔ مادر. این الههٔ مادر را در سایر جاها با نامهای دیگری چون رئا یا گایا میشناختند. زئوس در روزگاران قدیم به دیونه پیوست و جانشین او شد.