لغت نامه دهخدا
خفیف مخبون. [ خ َ ف ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام بحری از بحور عروضی است. بر وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن چون:
گذری کن بکوی من نظری کن بروی من
چو امید دلم تویی بپذیر آرزوی من.؟ ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفیف مخبون. [ خ َ ف ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام بحری از بحور عروضی است. بر وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن چون:
گذری کن بکوی من نظری کن بروی من
چو امید دلم تویی بپذیر آرزوی من.؟ ( یادداشت بخط مؤلف ).
نام بحری از بحور عروضی است بر وزن فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحر: خفیف مخبون محذوف
💡 ده نامه ایست از عزیز بخاری. در بحر خفیف مخبون اصلم مسبغ در حالات عاشق و معشوق و دارای یک هزار بیت است. شاعر در این منظومه صنعت تجنیس را در کلیهٔ ابیات التزام کردهاست.
💡 بحر: خفیف مخبون مقصور