لغت نامه دهخدا
تنیدگی. [ ت َ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت تنیده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تنیدن و تنیده شود.
تنیدگی. [ ت َ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت تنیده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تنیدن و تنیده شود.
صفت تنیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزایش نا اطمینانی و در هم تنیدگی امور در دنیای امروزی باعث شده سازمانهای غیرانتفاعی و عمومی نظیر کتابخانهها به فکر تدابیری راهبردی برای اداره امور و ماندن در شرایط رقابتی کنونی شوند. برای هماهنگی با این شرایط برایسون پاسخی چهار لایه را تبیین میکند
💡 طراحی درست و مطابق آییننامههای بینالمللی سازههای پیش تنیده میباشد. با توجه به اینکه سازههای پیش تنیده بسیار حساس میباشند باید دقت کافی نمود تا با طراحی درست و منطقی و اصولی این سازهها طعم شیرین استفاده از پیش تنیدگی به طعم گس خسارات جبران ناپذیر استفاده از این روش تبدیل نشود.
💡 در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ استفاده از پیش تنیدگی در پلها بسیار محبوبیت یافت. اما حوادث چندی موجب تردید در استحکام این سازهها در بلند مدت شد.
💡 دیدگاه آلتوسر در مورد زیربنا و روبناهای مارکس این است که گرچه هر سطح از کل اندامواره استقلال نسبی دارد، لیکن سطح اقتصادی سطحی است که در اخرین تحلیل شیوه سازمانیابی و در هم تنیدگی کل سطوح در درون ساختار کلی را تعیین میکند.