لغت نامه دهخدا
تشویح. [ ت َش ْ ] ( ع مص ) ناشناختن و انکار کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ناشناختن چیزی را. ( از اقرب الموارد ).
تشویح. [ ت َش ْ ] ( ع مص ) ناشناختن و انکار کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ناشناختن چیزی را. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل به عقد زلف مشکینش اگر خواهی گرو این معما را به نام آن پری تشویح کن