بی کسان
مترادفها
بیکس، درمانده، تنها، بییاور
متضادها
با کسان، همراه، مونس
لغت نامه دهخدا
بی کسان. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکی که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع و دارای 101 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کاکی که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است.
جمله سازی با بی کسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو خفتی تو، دشمن شود شیرگیر نمایند این بی کسان را اسیر
💡 دستگیر بی کسانی، چارۀ بیچارگان ناصر دین خدایی، شادی پیغمبری
💡 ای ملک از بهر کردگار بشه گوی شمه ای از حال بی کسان و فقیران
💡 بی کسان پروانه سان و آن سر چو شمع با پریشانی به دورش گشته جمع
💡 چه سان یاد کردی از این بی کسان ندیدی که برما چه رفت از خسان
💡 ای کرمت هم نفسِ بی کسان جز تو کسی نیست کسِ بی کسان
💡 در داستانهای عاشقانه و مذهبی، همواره بر لزوم کمک به بی کسان و یتیمانی که هیچ پشتیبانی ندارند، به عنوان یکی از والاترین فضایل انسانی تأکید شده است.
💡 سازمانهای خیریه در سراسر جهان تلاش میکنند تا با جمعآوری کمکهای مردمی، شرایط زندگی بی کسان و افراد آسیبپذیر را در جوامع مختلف بهبود ببخشند.
💡 تاریخ نشان داده است که جامعهای که توجه کافی به بی کسان و افراد بیدفاع خود نداشته باشد، با بحرانهای اجتماعی و اخلاقی عمیقی روبرو خواهد شد.