لغت نامه دهخدا
بی کسان. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکی که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع و دارای 101 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
بی کسان. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکی که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع و دارای 101 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی است از دهستان کاکی که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خفتی تو، دشمن شود شیرگیر نمایند این بی کسان را اسیر
💡 دستگیر بی کسانی، چارۀ بیچارگان ناصر دین خدایی، شادی پیغمبری
💡 ای ملک از بهر کردگار بشه گوی شمه ای از حال بی کسان و فقیران
💡 بی کسان پروانه سان و آن سر چو شمع با پریشانی به دورش گشته جمع
💡 چه سان یاد کردی از این بی کسان ندیدی که برما چه رفت از خسان
💡 ای کرمت هم نفسِ بی کسان جز تو کسی نیست کسِ بی کسان