بمیر

لغت نامه دهخدا

بمیر. [ ب ِ ] ( فعل امر ) امر از مردن است که گاه به صورت نفرین و دشنام به کار می رود و توان آن را در شمار اصوات آورد: بمیر؛ خفه شو. ای بمیری ( در تداول عامه ). و در این بیت سعدی نیز نفرین گونه ایست:
بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجیست
که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست.سعدی.و رجوع به مردن شود.
- امثال:
بمیر و بدم؛ طفلی را به شاگردی آهنگری بردند. استاد تمرین را نخست عمل دمیدن به وی محول کرد. طفل بسهولت و آسانی کار استخفاف میکرد. لیکن پس از زمانی کوتاه تعب بر او راه یافت. از استاد پرسید بنشینم و بدمم ؟ استاد گفت بنشین و بدم. باز ساعتی دیگر ماندگی بیشتر غلبه کرده، گفت به پهلو افتم و بدمم ؟ استاد گفت به پهلو افت و بدم.بار سوم سؤال کرد بخوابم و بدمم ؟ استاد برآشفت و گفت بمیر و بدم. مثل را حالا در مقام شکایت از اجبار به کاری متعب یا ضعف یا مرض یا پیری گویند. ( امثال و حکم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

امر از مردن است که گاه به صورت نفرین و دشنام به کار می رود و توان آن را در شمار اصوات آورد ٠

جمله سازی با بمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خطا سرودم مرگ است، چاره ی هجران گرت خلاصی ندهد، زقید هجر بمیر

💡 گروه متالیکا، درسال ۱۹۹۸ نسخهٔ جدیدی از «بمیر، بمیر عزیزم» را در کاور آلبوم گاراژ اینک. منتشر کردند.

💡 گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟ خوش تقاضا می‌کنی پیشِ تقاضا میرمت

💡 اهلی چو صید یار شوی تشنه لب بمیر کاین قاتل تو آب به آدم نمیدهد

💡 به عنوان زندانی با شرم زندگی نکن. بمیر و هیچ گناه شرم‌آوری را پشت سر خود باقی نگذار.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به بکش یا بمیر اشاره نمود.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز