ابومسلم خراسانی

ابومسلم خراسانی، مشهور به «صاحب الدعوه»، یکی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی ایرانی بود که رهبری جنبش گستردهٔ سیاه‌جامه گان را بر عهده گرفت. این جنبش نهایتاً به سقوط کامل حکومت بنی‌امیه انجامید و سهم بسزایی در استقرار حکومت عباسی داشت. درباره خاستگاه او روایات متعددی وجود دارد؛ برخی مورخان تولد او را در مرو و برخی دیگر در یکی از روستاهای اصفهان ذکر کرده‌اند. اغلب منابع تاریخی نام اصلی او را ابراهیم بن عثمان بن یسار ضبط کرده‌اند و نقل است که پدرش پیشتر پیرو کیش مجوس بوده و پس از پذیرش اسلام، نام عثمان را بر خود و ابراهیم (ابومسلم) را بر پسرش نهاده است. با این حال، نامی که ابومسلم خود برگزید و در خراسان بر سکه‌ها نقش می‌بست، عبدالرحمن بن مسلم بود.

بررسی و مقایسه روایات مختلف حاکی از آن است که ابومسلم خراسانی از موالی ایرانی‌تبار بود که سرنوشت او را به شهر کوفه کشاند. کوفه از دیرباز به عنوان یکی از مراکز اصلی طرفداری از اهل بیت پیامبر شناخته می‌شد. در این شهر، ابومسلم در دستگاه حامیان حکومت نوظهور عباسی پرورش یافت و مدتی بعد، احتمالاً در زندان کوفه، رسماً به سلک جنبش طرفدار عباسیان پیوست. این ارتباط اولیه و پرورش در محیط شیعی موالی‌گرا، زمینه لازم را برای نقش‌آفرینی او در تبدیل نهضت عباسی به یک نیروی نظامی و سیاسی سازمان‌یافته در خراسان فراهم آورد.

پس از سازماندهی اولیه، ابومسلم مدتی را میان منطقهٔ حمیمه و خراسان به رفت‌وآمد پرداخت تا پایگاه قدرت خود را در شرق ایران مستحکم سازد. این رفت‌وآمدها در نهایت منجر به آن شد که خراسان به کانون اصلی قیام سیاه جامگان تبدیل شود و ابومسلم به عنوان رهبری کاریزماتیک، از دل همین منطقه، سپاهی منظم و وفادار را تجهیز کند تا مأموریت براندازی حکومت وقت را به انجام رساند. این اقدامات مدبرانه، ابومسلم را به شخصیتی اسطوره‌ای در تاریخ ایران و اسلام تبدیل کرد که توانست با تکیه بر پایگاه مردمی و توانایی‌های نظامی خود، نقشی تعیین‌کننده در تغییر موازنه قدرت در جهان اسلام ایفا نماید.

دانشنامه آزاد فارسی

ابومسلم خراسانی (۱۰۰ـ۱۳۷ق)
(مشهور به امین آل محمد و صاحب الدعوه) سردار نامدار ایرانی و براندازندۀ حکومت اموی. منابع اسلامی او را ابراهیم بن حیکان (ختکان) و منابع ایرانی بهزادان پسر بَنْداد هرمز و پدرش را از موالی دانسته اند. پس از ملاقات وی با ابراهیم عباسی، نام او به عبدالرحمان بن مسلم و کنیه اش به «ابومسلم » تغییر یافت. در آغاز دعوت عباسیان ابراهیم عباسی وی را به خراسان فرستاد تا با استفاده از اختلاف بین اعراب مُضَری و یمانی به نشر دعوت بپردازد. پس از آن از عدۀ زیادی بیعت گرفت. در زمستان ۱۲۹ق، در اسفیدنج مرورود دعوت خود را آشکار کرد و عَلَم سیاه را که علامت یاران وی بود، برافراشت. بعد از مدتی به ماخُوان و از آن جا به مرو عزیمت کرد و با فتح مرو، مردم به او پیوستند. ابومسلم خبر فتح مرو و فرار نَصْر بن سَیّار را به ابراهیم داد و به دستور ابراهیم، وی با سپاهی به فرماندهی قَحْطَبة بن شبیب طائی آهنگ عراق کرد. در ۱۳۱ق، کوفه را فتح کرد، اما ابراهیم عباسی چند روز پیش از آن به دستور مروان بن حکم، کشته شد. با سقوط امویان، ابوالعباس سفاح اولین خلیفۀ عباسی شد. ابومسلم همزمان با قدرت یافتن عباسیان قلمرو خود را گسترش داد و نفوذش را از خراسان تا ایالات شرقی و مرکزی ایران رساند و از آن جا تا ماوراءالنهر پیش رفت. از این رو، حکومت نوپای سفاح در ابتدا یارای مخالفت با او را نداشت. قدرت و نفوذ روزافزون ابومسلم تا بدان جا پیش رفت که در مدتی کوتاه بسیاری از مدعیان و بزرگان عباسی را به قتل رساند و خراسان و ماوراءالنهر را کاملاً زیر نفوذ خود درآورد و سرانجام در ۱۳۶ق، از خراسان خارج و راهی عراق شد. پس از خلافت منصور عباسی، و بیعت با او (۱۳۷ق) در سرکوب شورش عبدالله بن علی، عموی خلیفه که ادعای خلافت داشت، نقش مهمی ایفا کرد. خلیفه پس از این جنگ، ابوالخصیب مرزوق را به بهانۀ ارزیابی یا گردآوری غنایم جنگی نزد ابومسلم فرستاد که با خشم وی روبه رو شد. او منصور را دشنام داد و فرمان او را درخصوص واگذاری امارت مصر و شام نپذیرفت و با اعتراض به خراسان رفت. منصور با حیله ابومسلم را به کوفه نزد خود فراخواند و دستور قتلش را صادر کرد. گویا پس از آن، پیکرش را به دجله افکندند. بعد از کشته شدنش پیروان او و نیز فرقه های مسلمیه و راوندیه خاطرۀ وی را همواره عزیز می داشتند و کسانی چون سنباد، مقنع و اسحاق ترک مدعی خونخواهی او بودند و نیز چندین کتاب از جمله «ابومسلم نامه ها» به یاد او نگاشته شد. مرمت چاه های موجود بر سر راه حج، بنای مسجد جامع نیشابور و مسجد و بازار و دارالامارۀ مرو، ساخت دیوارها و برج های اطراف سمرقند و ایجاد تأسیسات آب این شهر ازجمله اقدامات عمرانی ابومسلم است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابومسلم خراسانی مشهور به صاحب الدعوه، فرمانده نظامی ایرانی و رهبر جنبش سیاه جامگان بود که توانست با براندازی حکومت بنی امیه، در پایه گذاری حکومت بنی عباس نقش شایانی داشت.
ابومسلم مشهور به صاحب الدعوه، سردار سیاه جامگان احتمالاً در مرو یا یکی از روستاهای اصفهان دیده به جهان گشود. بیشتر مورخان نام اصلی وی را ابراهیم بن عثمان بن یسار ضبط کرده گفته اند که ونداد هرمزد نخست کیش مجوسی داشت و چون به آئین اسلام درآمد برخود نام عثمان و بر پسرش نام ابراهیم نهاد. اما نامی که خود ابومسلم پذیرفته و در خراسان بر سکه ها نقش می کردند عبدالرحمن بن مسلم بوده است. از مقایسۀ روایات گوناگونی که دربارۀ ابومسلم نقل کرده اند چنین بر می آید که او از موالی ایرانی بوده و دست سرنوشت وی را به کوفه کشانده بود. ابومسلم در این شهر که از دیرباز به طرفداری از اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) معروف بوده در دستگاه عجلیان پرورش یافت و پس از چندی ظاهراً در زندان کوفه در سلک جنبش طرفدار عباسیان درآمد. ابومسلم مدتی میان حمیمه و خراسان رفت و آمد می کرد.
قیام ابومسلم
خراسان به واسطۀ دوری از مرکز خلافت در شام و مخاصمات شدید میان مهاجران عرب و ناخرسندی عامۀ مردم از استیلای امویان زمینۀ مساعدی برای نشر دعوت داشت. از این رو در ۱۲۸ ق عازم خراسان گردید، اما در خراسان بزرگان شیعۀ عباسی از جمله سلیمان بن کثیر ورود نمایندۀ جوان را که نه تبار عرب داشت و نه گذشتۀ درخشانی، به گرمی پذیرا نشدند و تنها به واسطۀ دستورهای تازۀ ابراهیم امام بود که وی قبول و تصدیقی را که جهت ادامۀ ماموریت خطرناکش نیاز داشت به دست آورد. ابراهیم به او سفارش کرده بود پند سلیمان بن کثیر، رهبر شیعیان خراسان را بپذیرد و بکار بندد. در ورود به خراسان در یکی از روستاهای نزدیک مرو به نام سفید نج فرود آمد و کار دعوت را به دست گرفت. وی در ۲۵ رمضان ۱۲۹ ق دو علم ظل (سایه) و سحاب (ابر) را که ابراهیم امام برای یارانش فرستاده بود بیرون آورد و دعوت خویش آشکار کرد. ابومسلم و یارانش لباس های سیاه پوشیدند که شاید به تقلید از رنگ رایت پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) یا به نشانۀ سوگ شهدای اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده است. در یک شب اهالی شصت روستای مجاور همه جامۀ سیاه پوشیده، اجتماع کردند و با چوب دستی هایشان که کافر کوب می خواندند بر خران خویش می زدند و مروان خطاب می کردند، به خاطر اینکه مروان آخرین خلیفۀ اموی لقب حمار داشته است. بیشتر این مردم روستاییان کشاورز، افزارمندان و دیگر اقشار موالی بودند. کار ابومسلم بالا گرفت و با شکست دادن سربازان اموی در نهاوند (ذیقعده ۱۳۱ ق) در محل واقعۀ فتح الفتوح به آخرین مقاومت نیروهای اموی در ایران خاتمه دادند. آخرین نبرد سیاه جامگان با لشکریان اموی نزدیک موصل در شمال عراق روی داد که با شکست نیروهای اموی پایان یافت.