نمازخوان

مترادف‌ها

امام جماعت

لغت نامه دهخدا

نمازخوان. [ ن َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نمازی. که نماز خواند. نمازگزار.

فرهنگ فارسی

نمازی که نماز خواند ٠ نماز گزار ٠

جمله سازی با نمازخوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابن الحریث سال خویش را صرف اشتغال به سعی در خواباندن شورش خارجیت نفیع ابن الرزاق در خوزستان نمود. عرف اسلامی او را به عنوان بیگانه سست و فاسد در خانه محکوم نموده، اما به علت ماهیت عقیده و نمازخوان بودن او را می‌ستاید.

💡 در میان اهالی آن روستای دورافتاده، پیرمردی نمازخوان و بسیار متقی حضور داشت که همواره مورد احترام و توجه تمامی ساکنان منطقه و مسافران بود.

💡 او که مردی بسیار نمازخوان و بافضیلت بود، تمام عمر خود را در خدمت به نیازمندان و انجام کارهای خیرخواهانه برای مردم سپری کرده بود.

💡 در آن مسجد قدیمی و کوچک، افراد نمازخوان و باایمان دور هم جمع می‌شدند تا در کنار عبادت، از یکدیگر در امور دنیوی کمک بگیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران