لغت نامه دهخدا
قرار داشتن. [ ق َ ت َ ] ( مص مرکب ) ثبات ورزیدن. || ثابت شدن. مقرر شدن. معین شدن. ( ناظم الاطباء ).
قرار داشتن. [ ق َ ت َ ] ( مص مرکب ) ثبات ورزیدن. || ثابت شدن. مقرر شدن. معین شدن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ - جای داشتن ۲ - ثابت شدن ۳ - ثبات ورزیدن ۴ - مقرر شدن معین گشتن.
💡 این شهرستان با مدار راس السرطان تنها یک درجه و ۳۷ دقیقه فاصله دارد که قرار داشتن در چنین موقعیتی، شرایط خاص جغرافیایی و اقلیمی به ویژه بالا بودن دما و میزان کم بارندگی را سبب شدهاست.
💡 این حمام، به دلیل قرار داشتن در کنار مسجدی به نام خیروز (که در زمینلرزهٔ سال ۱۳۴۷ تخریب شد)، به این نام معروف شدهاست.
💡 زرده (به کُردی: زهرده) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دالاهوی استان کرمانشاه ایران است. مردم این روستا کرد بوده و به زبان کردی هورامی صحبت میکنند. مردم زرده پیروی آیین یارسان هستند و این روستا به سبب قرار داشتن بارگاههای شخصیتهای مقدس یارسان، از اماکن مقدس این آیین بهشمار میآید و در تاریخ این آیین نقش مهمی دارد.
💡 در آمار و احتمال، به بیان ساده، تابعِ چگالیِ احتمالِ یک متغیر تصادفی پیوسته به تابعی گفته میشود که انتگرال آن در هر بازهٔ معین، برابر با احتمال قرار داشتن متغیر تصادفی در آن بازه است.
💡 جوهر امتیاز عبارت است از نبودن وظیفه بر عهدهٔ دارندهٔ امتیاز، عبارت است از آزادی از حق یا دعوی در مورد حقی دیگر. امتیاز برخلاف اصطلاح حق، وجود ادعایی صریح در مورد وظیفه ای متقابل یا قرار داشتن چنین وظیفه ای بر عهدهٔ شخص دیگر را بیان نمیکند. بنابارنی چنین استدلال میشود که بسیاری از چیزهایی که مسامحتاً «حق» توصیف شده باید به صورتی درستتر «امتیاز» خوانده شوند.
💡 پیشتر اشاره شد که به تدریج نشانهها در اختیار ما برای بررسی قرار میگیرند. برای نشان دادن اینکه تا کجا جلو رفتهایم در این روش از نقطه(.) استفاده میشود. به این ترتیب حالات متفاوتی برای قرار داشتن نقطه وجود دارد. میتوان با یک ماشین حالت متناهی حالات مختلف و نحوه رسیدن به هر حالت را مدل کرد. در تصویر متحرک روبرو نحوه ساخته شدن این ماشین حالت متناهی را برای گرامر داده شده مشاهده میکنید.