کسلمند

لغت نامه دهخدا

کسلمند. [ ک َ س ِ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: کسل + مند ) سست و ناتوان و ضعیف || دردمند.بیمار. || کاهل و تنبل. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با کسلمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افتاده ام به گوشه محنت سرای خویش دست تهی و پیر و کسلمند و ناتوان

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز