لغت نامه دهخدا
کانایی. ( حامص ) بلاهت. حماقت. نادانی و بیخردی:
نبیره که جنگ آورد با کیا
هم از ابلهی است و کاناییا.فردوسی.- کانایی کردن؛ خود رابه نادانی و بلاهت زدن. تظاهر به حماقت و بیخردی کردن:
من سخن گویم تو کانایی کنی
هر زمانی دست بر دستت زنی.رودکی.