لغت نامه دهخدا
نار باغ سینه. [ رِ غ ِن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پستان. ( آنندراج )( فرهنگ مترادفات ). کنایه از پستان است:
در نار باغ سینه حلاوت نمانده است
امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت.صائب ( از آنندراج ).
نار باغ سینه. [ رِ غ ِن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پستان. ( آنندراج )( فرهنگ مترادفات ). کنایه از پستان است:
در نار باغ سینه حلاوت نمانده است
امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت.صائب ( از آنندراج ).
پستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نار باغ سینه حلاوت نمانده است امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت