لغت نامه دهخدا
یوستی. ( اِخ ) نام خاورشناس معروف که کتاب نامنامه ایرانی ( یا نامهای ایرانی ) از اوست و در آن اسامی و نسب دودمانهای اشکانیان و ساسانیان آمده است. ( از مزدیسنا و ادب فارسی ص 248 ) ( از ایران باستان ص 1624 ).
یوستی. ( اِخ ) نام خاورشناس معروف که کتاب نامنامه ایرانی ( یا نامهای ایرانی ) از اوست و در آن اسامی و نسب دودمانهای اشکانیان و ساسانیان آمده است. ( از مزدیسنا و ادب فارسی ص 248 ) ( از ایران باستان ص 1624 ).
فردیناند یوستی، از زبانشناسان برجسته غربی و صاحب کتاب فرهنگ نامهای ایرانی، که ایدههایی در مورد اصطلاح قدیمی مهروک، اسپه یا آسپ دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرود آوردی آنچهش خود برآوردی گسستی هرچه کان را خود بپیوستی
💡 گفتم: «چکنم تا به تو در پیوندم» گفتا که «ز خود ببُر به ما پیوستی»
💡 چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من آن فراق اندیش روزی باز پیوستی به من
💡 شاهد مقصود درخود دیدهایم با نگاه خویش پیوستیم ما
💡 از فیلمهای او میتوان به نامت یوستینه است اشاره کرد.