ناسخته

لغت نامه دهخدا

ناسخته. [ س َ / س ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناسنجیده. وزن ناشده. به وزن درنیامده. نکشیده.
- سخن ناسخته؛ ناسنجیده. نامربوط.

فرهنگ معین

(سَ تِ ) (ص مف. ) ناسنجیده، وزن نشده.

فرهنگ عمید

۱. ناسنجیده.
۲. وزن نشده.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ناسنجیده وزن نشده مقابل سخته.

ویکی واژه

ناسنجیده، وزن نشده.

جمله سازی با ناسخته

💡 ترازو‌یی به گندم کرده بازو جوی ناسخته هرگز آن ترازو

💡 چنین داد پاسخ که درویش زوش که باشد گه کار ناسخته کوش

💡 چون بسختن در نمیآید زرش همچنان ناسخته میشد از برش

💡 چون زر ناسخته او پخته بود سخت اگر گفتی سخن هم سخته بود

💡 که دیوانند بس ناسخته در راه گریزند ار ببینند اسم الله

💡 برآشفت معروف فرخنده خوی که اینگونه ناسخته دیگر مگوی

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز