لغت نامه دهخدا
محصود. [ م َ ] ( ع ص ) زراعت دروده. حصیدة. ( منتهی الارب ). کشت دروشده. احاطه شده. ( ناظم الاطباء ).
محصود. [ م َ ] ( ع ص ) زراعت دروده. حصیدة. ( منتهی الارب ). کشت دروشده. احاطه شده. ( ناظم الاطباء ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) زراعت دروده، درو شده.
دروشده (زراعت ).
( اسم ) زراعت دروده درو شده.
محصود ( به انگلیسی: Mhaswad ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در بخش ستارا واقع شده است. محصود ۳۹٬۴۹۵ نفر جمعیت دارد.
زراعت دروده، درو شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسودش را کان لم تغن بالامس بداس یأس کشت عمر محصود