دسه. [ دَ س َ / س ِ ] ( اِ ) تتمه ریسمان و ابریشمی باشد که به عرض کار در نورد بماند چون جولاهه جامه ٔبافته را از آن ببرد. ( برهان ) ( آنندراج ). دسک. دشک. || گلوله ریسمانی. ( برهان ) ( آنندراج ).
دسه. [ دُ س َ / س ِ ] ( اِ ) گلوله سنگ. ( برهان ) ( آنندراج ).
(دَ سَ یا س ) (اِ. ) = دسک: گلولة ریسمانی.
( اسم ) ۱ - تتمه ریسمان و ابریشمی که پس از آن که جولاهه جامه تافته را از آن ببرد بعرض کار در نورد بماند. ۲ - گلوله ریسمانی.
گلوله سنگ
دسه شهری در شهرستان سولنزو در استان بانوا در بورکینافاسوی غربی است و جمعیت آن ۱, ۷۵۶ نفر است.
دِسِه (Dese)
(به زبان امهری «شادی من») شهری در ناحیۀ امهره، در مرکز اتیوپی، به فاصلۀ ۲۵۰کیلومتری شمال آدیس آبابا. در سراشیبی غربی گریت ریفت ولی (درۀ نشستی بزرگ) قرار دارد. جمعیت آن ۱۱۲هزار نفر است (۱۹۹۲). مرکز ارتباطات و خرید و فروش است و صنایع آن بیشتر سنتی اند.
دسک: گلولة ریسمانی.
💡 به فن فلسفه و طب و کیمیا و نجوم حساب و هندسه موسیقی و فنون ادب
💡 در زیارت ناحیه مقدسه از او چنین یاد شدهاست. السلام علی ابی ثمامة عمر بن عبدالله الصائدی، این سلام در زیارت رجبیه نیز با اندکی تفاوت نقل شدهاست.
💡 قدسهی قامتان زان چمن آراست راست روی پری پیکران زان گل رو روست روست
💡 این اصل پایه و اساس نوعی از هندسهٔ نااقلیدسی که امروز به آن هندسهٔ هذلولوی یا هندسه لباچفسکی میشود، است.
💡 عقول کامله را از ضمیرت استمداد نفوس قادسه را از علومت استظهار