بدمنظر

لغت نامه دهخدا

بدمنظر. [ ب َ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) آنچه بنظر بد آید. بدنما. بدنمود. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل خوش منظر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. مَ ظَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) آنچه در نظر خوش نیاید.

فرهنگ عمید

بدنما، بدنمود، زشت.

ویکی واژه

آنچه در نظر خوش نیاید.

جمله سازی با بدمنظر

💡 گشت محمود هم‌نشان پدر زرد روی و دراز و بدمنظر

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز