significative

🌐 معنی‌دار

هم‌ریشه با significative، با علامتِ تکیه در فرهنگ؛ یعنی «دلالتی، معنارسان»، چیزی که حاملِ معنا و دلالت است.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 (نشانه، علامت، و غیره) نمادین

📌 کلمه دیگری برای قابل توجه

جمله سازی با significative

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Historians seek sigˈnificative patterns, not just dates, so cause and consequence stop masquerading as coincidence.

مورخان به دنبال الگوهای معنادار هستند، نه فقط تاریخ‌ها، تا علت و معلول دیگر خود را به شکل تصادف نشان ندهند.

💡 The critic called the image sigˈnificative of exile, small suitcase centered like a heartbeat in snow.

منتقد این تصویر را نمادی از تبعید خواند، چمدانی کوچک که مانند ضربان قلب در برف قرار گرفته است.

💡 A sigˈnificative gesture can redeem an imperfect performance, signaling intention beneath fumbles.

یک حرکت معنادار می‌تواند یک اجرای ناقص را جبران کند و نیت نهفته در پس اشتباهات را نشان دهد.

کلمات مرتبط