لغت نامه دهخدا - صفحه 1938
- هجتسب
- پس وازنک
- بلوک گردش
- قفزان
- جفا زده
- جفوف
- نامن
- علاءالدین حصکفی
- صاحب مرده
- علبوبه
- سحولیه
- نفیرندن
- گزند خوردن
- بزر فشانیدن
- نقش سوختن
- اتاب
- جنبش کردن
- ملوث
- تبلل
- درانیک
- چنگ ساخته
- مریزجان
- واسه
- ناژولیدنی
- مقدامه
- شش گاه
- بحظله
- جثال
- خاقان کلاه
- بذار
- فاطمه ٔ خضرویه
- کبلائی
- مجعل
- نمامی
- روح قزوینی
- بزقوچ پائین
- صالح کاتب
- واحدالعین
- موافقت نامه
- دوله چر
- متقی الهندی
- تلاجیم
- شرج العجوز
- یازوک
- رضاح
- نوده چناران
- شرط کردن
- نرزه مز
- علقمه ٔ ازدی
- نهر یوسف
- بدائد
- علهده
- علی رستغفنی
- دهداء
- خفزدو
- دفط
- اغتصاص
- جرح و تعدیل شد
- الزویه
- مهطوله