گزند خوردن

مترادف‌ها

آسیب دیدن، صدمه دیدن، زیان دیدن

متضادها

سلامت یافتن

لغت نامه دهخدا

گزند خوردن. [ گ َ زَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گزندرسیده شدن. ( آنندراج ). صدمه دیدن. آسیب دیدن:
به زیر شاخ گل افعی گزیده بلبل را
نواگران نخورده گزند را چه خبر.نظیری نیشابوری ( از آنندراج ).و رجوع به گزند شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گزند دیدن آسیب دیدن.

جمله سازی با گزند خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدو بردمی خوردنی چیز چند که با آن خورش، وارهد از گزند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران