بهرون

لغت نامه دهخدا

بهرون. [ ب ِ ] ( اِخ ) نام اسکندر ذوالقرنین است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) ( رشیدی ). نام اسکندر فیلقوس مقدونیایی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نام اسکندر ذوالقرنین است

جمله سازی با بهرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تواریخیان گفتند: عمر موسی صد و بیست سال بود. بیست سال در ملک افریدون، و صد سال در ملک منوچهر، و بروایتی دیگر عمر موسی هشتاد و نه سال بود، و عمر هارون هشتاد و هشت سال، بیک سال هارون پیش از موسی برفت. عمر بن میمون گفت. هر دو در تیه فرو شدند، و وفات هارون چنان بود که موسی و هارون هر دو در غاری نشسته بودند، ناگاه فرمان حق بهرون رسید، کالبد وی از روح خالی گشت.

دولور یعنی چه؟
دولور یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز