صاحب مرده

لغت نامه دهخدا

صاحب مرده. [ ح ِ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) وصف است مال یا چیزی را که خداوند آن مرده باشد:
هرکه میمیرد غم او قسمت من میشود
وارثم گویا من این غمهای صاحب مرده را.طاهر وحید.در طلسم زندگی تا کی توان بودن اسیر
از سر من وا کنید این جان صاحب مرده را.فطرت.|| نفرینی است که در حالت غضب بیشتر به گاو و خر و دیگر ستوران کنند.

فرهنگ عمید

۱. [عامیانه، مجاز] هنگام عصبانیت یا ناراحتی شدید گفته می شود.
۲. [قدیمی] چیزی که صاحب آن مرده باشد.

فرهنگ فارسی

وصف است مال یا چیزی را که خداوند آن مرده باشد

جمله سازی با صاحب مرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به زانو کله می خورده او بهم بر چشم صاحب مرده او

💡 گرت باید غنیمت گام بسپر ازین مندیل صاحب مرده مگذر

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز