لغت نامه دهخدا
خاقان کلاه. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) صاحب کلاه خاقانی. کنایت از عظمت و بزرگی است:
فریدون کمر بلکه خاقان کلاه.نظامی.
خاقان کلاه. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) صاحب کلاه خاقانی. کنایت از عظمت و بزرگی است:
فریدون کمر بلکه خاقان کلاه.نظامی.
صاحب کلاه خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رهام از پهلوانان ایرانی شاهنامه فردوسی، پسر گودرز *[۱] و نوه کشواد زرین کلاه و همچنین پدر فرهاد بود. او از شجاعان گیتی بود و در زمان کیخسرو جنگهای مردانهای نمود. وی در جنگهایی که با تورانیان و خاقان چین و جنگهایی که به خونخواهی سیاوش برپا میشد، به فرماندهی گودرز پدر خود یا رستم شرکت میکرد.
💡 مباد ایچ گیتی ز خاقان تهی بدو شاد بادا کلاه مهی