خجل رویی

لغت نامه دهخدا

خجل رویی. [ خ َ ج ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خجلت زدگی. حالت شرمساری. حالت شرم زدگی. حالت شرمگینی:
خجل رویی ز رویش مشتری را
چنان کز رفتنش کبک دری را.نظامی.

جمله سازی با خجل رویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو غافلم نی عاقلم باری بیا رویی نما

💡 ۲. طرح چاپ شده : که به شکل دایره برش خورده و به اندازه ابعاد رویی است.

💡 مگر باد صبا گوید نشان آتشین رویی که گه در خاک میجویم نشان و گاه در آبش

💡 رویی که جهانسوز است با غازه چه افروزی زلفی که دلاویز است زآویزه چه پیرایی

💡 نیابد آبرو رویی که بر خاک رهش نبود ندارد سروری آن سر که بر آن در نمی‌ساید

💡 کی کم شود ز سیلی کس، تازه رویی‌ام؟ صد خشم کرد خصم و مرا خشمگین ندید

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز