خجلت زدگی
مترادفها
شرمندگی، خجالت، حیا
لغت نامه دهخدا
خجلت زدگی. [ خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) شرمساری. شرمندگی. شرمگینی.
فرهنگ فارسی
شرمساری سرافکنده
جمله سازی با خجلت زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر برق ز آبرو نیفتد خجلت زدگی است حاصل ما
💡 خجلت زدگی در هنگام سخنرانی در برابر جمعیتی بزرگ میتواند باعث شود که فرد نتواند پیام اصلی خود را به درستی و با اعتماد به نفس منتقل کند.
💡 او همیشه با نوعی خجلت زدگی در برخورد با غریبهها رفتار میکند که نشاندهنده شخصیت بسیار آرام و در عین حال کمرو بودن او در محیطهای اجتماعی است.
💡 خجلت زدگی بیش از حد در محیطهای کاری میتواند مانع از پیشرفت شغلی افراد شود، زیرا آنها از بیان نظرات خود در جلسات ترس و واهمه دارند.