لغت نامه دهخدا
جفازده. [ ج َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مظلوم. ( آنندراج ). جفارسیده. ستم دیده:
ای عاشق جفازده فریاد شرطنیست
گر دوست غائب است غم دوست حاضر است.امیرمعزی.
جفازده. [ ج َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مظلوم. ( آنندراج ). جفارسیده. ستم دیده:
ای عاشق جفازده فریاد شرطنیست
گر دوست غائب است غم دوست حاضر است.امیرمعزی.
مظلوم جفا رسیده ستم دیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای عاشق جفا زده فریاد شرط نیست گردوست غایب است غم دوست حاضرست