لغت نامه دهخدا
دوله چر. [ دَ ل َ / ل ِ چ َ ] ( اِ مرکب ) فلک گردنده. ( ناظم الاطباء ).
دوله چر. [ دَ ل َ / ل ِ چ َ ] ( اِ مرکب ) فلک گردنده. ( ناظم الاطباء ).
فلک گردنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انتون دولهی (اوکراینی: Антон Сергійович Долгий؛ زادهٔ ۲۶ مارس ۱۹۹۲) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.
💡 در جدول زیر معانی بخشهایی از القاب قاجاری که در جلوی پیشوندهایی مانند ـ سلطنه (ـ السّلطنه)، ـ دوله (ـ الدّوله)ـ ملک (ـ المُلک)، و غیره آمده درج شدهاست:
💡 این کتاب روایت اسارت ناصر حیدری چترباز نیروی مخصوص ارتش است که در سال ۱۳۵۸ به دست نیروهای دموکرات کردستان اسیر و در زندان دولهتو زندانی میشود.
💡 دوله خرگوش، روستایی از توابع بخش منج شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.