تهکمی

لغت نامه دهخدا

تهکمی. [ ت َ هََ ک ْ ک ُ ] ( ص نسبی ) فسوسی. مسخره ای. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
بودم حکیم سوزنی از چند سال باز
تا یالمند گشتم و گشتم تهکمی.سوزنی ( یادداشت ایضاً ).رجوع به تهکم شود.

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز