این واژه در منابع لغوی عربی به چند معنا آمده و هر کدام بر اساس کاربرد و بافت جمله میتواند مفهوم متفاوتی داشته باشد. در یک معنای لغوی، «هشیش» به کسی گفته میشود که از درخواست و سؤال نیازمندان خوشحال و شاد میگردد و در برابر حاجتخواهان روی گشاده دارد. این معنا بیشتر به حالت روحی و اخلاقی انسان اشاره دارد و نشاندهنده فردی است که از کمک کردن و پاسخ دادن به نیاز دیگران احساس رضایت میکند. در معنای دیگر، «هشیش» به مردی سستاندام و نرمتن گفته شده است که از نظر جسمی استحکام و سختی زیادی ندارد. این کاربرد بیشتر جنبه توصیفی از وضعیت جسمانی دارد و برای بیان ضعف یا نرمی بدن به کار میرود. همچنین در برخی منابع، «هشیش» به معنای سست و نرم بودن هر چیز، نه فقط انسان، آمده است و میتواند برای اشیاء یا حالتهای مختلف نیز استفاده شود. این معنا گستره بیشتری دارد و هر چیزی که حالت استحکام و سختی نداشته باشد را شامل میشود. در برخی لغتنامهها، این واژه با «هشیم» نیز مرتبط دانسته شده که به معنای ضعف و نرمی است. بنابراین «هشیش» هم در بعد اخلاقی و هم در بعد جسمی و توصیفی کاربرد داشته است. این واژه در متون قدیم عربی بیشتر برای بیان ویژگیهای شخصیتی یا فیزیکی افراد و اشیا استفاده میشده است. در مجموع، این کلمه واژهای چندمعنایی است که هم به فرد خوشاخلاق در برابر نیازمندان و هم به سستی و نرمی در انسان یا اشیا اشاره دارد.
هشیش
لغت نامه دهخدا
هشیش. [ هََ ] ( ع ص ) آنکه از سؤال خواهندگان خوش و شاد گردد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به هش بش شود. || مرد سست اندام و نرم. ( از اقرب الموارد ). هشیم. || سست و نرم از هر چیز. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
آنکه از سو آل خواهندگان خوش و شاد گردد مرد سست اندام و نرم