لغت نامه دهخدا
خشاوه. [ خ ِ وَ / وِ ]( اِمص ) پیرایش بستان و باغ و کشت زار از علفهای خودرو و هرزه و سنگ و خس و خاشاک. وجین. ( از برهان قاطع )( از فرهنگ جهانگیری ). || پیرایش درخت از شاخه های زیادتی. ( از برهان قاطع ). خشاره. ( برهان قاطع ): جلامه؛ آنچه از خشاوه بیرون آید. ( منتهی الارب ).