لغت نامه دهخدا
تخمیل. [ ت َ ] ( اِ ) باطل و بیهوده. ( لسان العجم شعوری ج 1 ورق 284 ب ):
پشیمانی شود در کار تحصیل
که گفتارش شود هذیان و تخمیل.؟ ( شعوری ایضاً ).
تخمیل. [ ت َ ] ( ع مص ) پست کردن. ناچیز ساختن: به استصفا و استقصاء امور... تجمیل ابرار و تخمیل اشرار... پرداخته. ( دره نادره چ شهیدی ص 242 ).