استقراع

لغت نامه دهخدا

استقراع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گشن بعاریت خواستن از کسی. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || گشن خواه شدن شتر ماده یا ماده گاو. ( منتهی الارب ). نر خواستن ماده گاو. بگشن آمدن ماده گاو. ( تاج المصادر بیهقی ). || سخت شدن سم ستور. || رفتن خمل شکنبه. ( منتهی الارب ). رفتن پرز شکنبه. || در تداول امروز، قرعه زدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قرعه کشیدن. توضیح در عربی بمعنی ( بعاریت خواستن گشن از کسی ) و ( گشن خواه شدن ماده شتر و ماده گاو ) و غیره آمده و بمعنی قرعه کشیدن در عربی ( اقتراع ) مستعمل است.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز