ویکی واژه
آفتابآسا
(شاعرانه): مانندِ آفتاب در درخشندگی و تابش. ماه پروین از خجالت رخ فرو پوشد اگر/ آفتابآسا کند در شب تجلی روی تو. »سعدی»
آفتابآسا
(شاعرانه): مانندِ آفتاب در درخشندگی و تابش. ماه پروین از خجالت رخ فرو پوشد اگر/ آفتابآسا کند در شب تجلی روی تو. »سعدی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پادشاه بخت و دانش رکن دین صدر جهان آفتاب سایه گستر خواجه سلطان نشان
💡 ز اختلاف روزن اندر تابش یک آفتاب سایه را از هر طرف بر شکل دیگر داشتند
💡 شبنم روی گلت را بر فلک برد آفتاب سایه سرو قدت برداشت خود را از زمین
💡 تا دهان روزهداران داشت مهر از آفتاب سایه پروردان خم را مهر بر در ساختند
💡 خیال روی او از دل سعیدا برنمیخیزد در این ویرانه دایم آفتاب ساکنی دارم