چمناک
مترادفها
پشته، تپه کوچک
لغت نامه دهخدا
چمناک. [ چ َ ] ( اِ ) پای افزار و کفش را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کفش و پاافزار. ( ناظم الاطباء ). چمتاک. چمتک. چمشاک. چمشک. چمنک.و رجوع به چمتاک و چمتک و چمشک و چمنک و کفش شود.
پشته، تپه کوچک
چمناک. [ چ َ ] ( اِ ) پای افزار و کفش را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کفش و پاافزار. ( ناظم الاطباء ). چمتاک. چمتک. چمشاک. چمشک. چمنک.و رجوع به چمتاک و چمتک و چمشک و چمنک و کفش شود.