نخست، «هملخت» به هر نوع کفش یا پایافزار چرمی گفته میشود که برای پوشاندن و محافظت از پا به کار میرود. دوم، این واژه برای چرم زیر کفش یا تخت کفش نیز به کار رفته است و نقش محافظتی و ساختاری در پایافزار دارد. سوم، «هملخت» در معنای استعاری یا فنی به وصله یا پارهای گفته میشود که بر چیزی دوخته میشود تا آن را تقویت یا ترمیم کند. منابعی مانند برهان قاطع و آنندراج این واژه را در هر سه معنا ثبت کردهاند. کاربرد «هملخت» در ادبیات و متون قدیمی نشاندهنده توجه به جزئیات ساخت و استفاده از چرم در زندگی روزمره است. در متون ادبی، این واژه گاهی به صورت استعاری برای بیان استحکام یا محافظت به کار رفته است. این واژه نمونهای از لغات فارسی است که هم کاربرد عملی دارد و هم در زبان ادبی و استعاری نقشآفرینی میکند. به طور خلاصه، «هملخت» هم کفش و پایافزار چرمی است، هم چرم زیر کفش و هم وصلهای برای ترمیم یا تقویت اشیاء.
هملخت
لغت نامه دهخدا
هم لخت. [ هََ ل َ ] ( اِ مرکب ) وصله و پاره که بر چیزی دوزند. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی از پای افزار چرمی. ( آنندراج ) ( برهان ):
به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال
که مرد کوفته گردد بدان ره اندر سخت
اگر خلاف کنی عقل را و هم بشوی
بدرّد ار به مثل آهنین بود هم لخت.کسایی.|| چرم زیر موزه و کفش. ( آنندراج ) ( از شمس فخری ) ( برهان ).
فرهنگ معین
(هَ لَ ) (اِ. ) چرم زیر کفش، تخت چرم.
فرهنگ عمید
۱. کفش، موزه.
۲. چرم کفش، تخت کفش: وگر خلاف کنی طمع را و هم بروی / بدرّد ار به مثل آهنین بُوَد هم لخت (کسائی: ۵۸ ).
ویکی واژه
چرم زیر کفش، تخت چرم.
جمله سازی با هملخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر خلاف کنی طمع را و هم بروی بدرّد ار به مَثَل آهنین بود هملخت