لغت نامه دهخدا
غنص. [ غ َ ن َ ] ( ع مص ) تنگدلی. ضیق صدر. یقال: غنص صدره؛ ای ضاق. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و در لسان العرب مصدر غَنِص َ، غُنوص آمده است. ( اقرب الموارد ).
غنص. [ غ َ ن َ ] ( ع مص ) تنگدلی. ضیق صدر. یقال: غنص صدره؛ ای ضاق. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و در لسان العرب مصدر غَنِص َ، غُنوص آمده است. ( اقرب الموارد ).