برهان تَمَانُع یکی از استدلالهای بنیادین و محوری در حوزه کلام و فلسفه اسلامی است که برای اثبات وحدانیت خداوند و نفی تصور وجود دو یا چند مدبّر برای جهان هستی به کار گرفته میشود. اساس این برهان بر این فرض استوار است که اگر دو یا چند فاعل مختار، با ارادهای مستقل و قدرت مطلق، در تدبیر نظام هستی شریک باشند، تعارض و تخالف در ارادههای آنان اجتنابناپذیر خواهد بود. این تعارض ناشی از آن است که هر یک از این خدایان، بر اساس حکمت و مصلحتی که به نظر خویش واحد و مطلق است، ارادهای را اعمال میکند؛ و چون هر دو دارای قدرت مطلق هستند، هیچیک نمیتواند اراده دیگری را محدود یا باطل سازد، مگر اینکه ضعف در قدرت یکی از آنان اثبات شود.
در صورت وجود دو مدبّرِ مستقل، نهایتاً یکی از دو حالت متصور است: یا ارادههایشان همواره منطبق و هماهنگ باشد، که در این صورت تعدد آنان لغو و بیمعناست و هر دو در حقیقت یک فاعل واحد را تشکیل میدهند؛ یا اینکه ارادههایشان در بخشی از تدابیر متفاوت باشد. اگر ارادههایشان متفاوت باشد، این تفاوت یا منجر به ناتمام ماندن یا توقف کار (عجز یکی از آنان) خواهد شد، یا منجر به تحقق هر دو اراده متعارض خواهد گشت. تحقق همزمان دو اراده متضاد در یک حوزه واحد، مستقیماً به فساد، اختلال و از همگسیختگی در نظم دقیق و منسجم عالم خلقت منجر خواهد شد.
از آنجا که مشاهده میکنیم جهان بر اساس نظمی دقیق، مستحکم و هماهنگ (نظام علّی و معلولی، قوانین فیزیکی استوار و پیوستگی نظاممند اجزاء) جاری است، فرض وجود شرک در تدبیر، منجر به نفیِ نظم موجود میشود. بنابراین، برای حفظ انسجام، استواری، و یگانگی حاکمیت بر کل هستی، باید نتیجه گرفت که تنها یک فاعل مختار، که قدرت او در تدبیر بر همه چیز احاطه دارد و ارادهاش در همه امور نافذ است، میتواند مدیر و مدبّر جهان باشد؛ و این همان مفهوم توحید و یگانگی خداوند است که برهان تمانع بر اثبات آن استدلال میکند.