زبان گشادن

لغت نامه دهخدا

زبان گشادن. [ زَگ ُ دَ ] ( مص مرکب ) لب به سخن باز کردن. سخن گفتن. || آغاز گفتار کردن کودک. زبان باز کردن.
- زبان بر کسی گشادن؛ درباره او غیبگویی کردن. غیبت او را کردن:
جهاندار نپسندد این بد ز من
گشایند بر من زبان انجمن.فردوسی.رجوع به زبان شود.

فرهنگ فارسی

لب به سخن باز کردن زبان بر کسی گشادن غیبت او را کردن

جمله سازی با زبان گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو دانست خسرو که ایرانیان نیارند دیگر گشادن زبان

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز